تجربه ی شرکت در بزرگترین سمینار آموزشی کشور

سلام

نوشته ی زیر گزارش سمینار انسان بیشتر از یک نفر هست که به تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۶ در سالن وزارت کشور با حضور ۳۴۰۰ نفر از علاقمندان به آموزش و پیشرفت برگزار شد و البته اساتید بنام آموزش کشور، استاد بهرام پور و دکتر علی صاحبی از مجموعة ۱+ (انسان بیشتر از یک نفر) این سمینار را ارائه نمودند.

ساعت شروع برنامه ۸:۴۵ اعلام شد و درخواست شد که شرکت کنندگان در ساعت ۸:۱۵ در محل حاضر باشند تا هم به فیلم آموزشی قبل از مراسم برسند و هم برنامه، با حضور همة ثبت نام کنندگان در ساعت مقرر آغاز گردد.

بخاطر ناهماهنگی مسئولین سالن با مجریان برنامه، جمعیت انبوهی از شرکت کنندگان، تا ساعت ۸:۳۰ پشت درهای سالن منتظر بودند و نهایتاً وارد سالن شدند.

پس از ورود به سالن وزارت کشور و نشستن فرآگیران روی صندلی ها، یکی از سخنرانیهای تد (TED) پخش شد که موضوع آن تجربة شخصیِ فردی بود که به توصیة استاد خود، تصمیم گرفته بود که مدت ۱۰۰ روز، درخواستهای غیر عادی از افراد ناشناس داشته باشد و منتظر پاسخ منفی شود و به راه خود ادامه دهد. او از تمام تجربیات خود فیلمبرداری می کرد و در توئیتر قرار می داد و جالب بود که با همین کلیپ ها، به شهرت رسید و علاقمندان بسیاری پیدا کرد.

درخواست کردن، یکی از رموز موفق شدن است و ترس از نه شنیدن، بسیاری از افراد را حتی از درخواستهای ساده و معمولی نیز دور می سازد.

جالب است که این شخص، با همین تصمیم که تصمیم می گیرم همین یک کار را انجام دهم و در ادامه نیز بصورتی قوی پیگیر آن شد، مسیر موفقیت و کامیابی خود را پیدا می کند. افراد مشابه بسیاری هستند که اراده به خرج می دهند و روی تصمیم خود می ایستند تا آنها را به نتایج درخشان برساند.

برای دریافت توضیحات این آموزش کاربردی، روی تصویر بالا کلیک نمایید

.

.

باری، با نواخته شدن سرود رسمی کشور، برنامه آغاز گردید و لحظاتی بعد، استاد بهرام پور به روی سن تشریف آوردند.

جوانی ۲۵ ساله، بسیار مطمئن، هدفمند و بااراده. کسی که یکی از مهمترین ویژگیهای بارز او را می توان عزت نفس بالای او عنوان کرد. او جوانی معمولی مانند بقیه است، شاید هیچ استعداد فوق العاده ای در او نباشد، اما آنچه که او را شاخص کرده ، قدرت هدف سازی و انگیزه ی اوست. اینکه مسیر پیشرفت را به درستی پیدا کرده و باور داشته که توانایی رسیدن به آنرا دارد و در این راه تلاش فوق العاده و طاقت فرسایی نموده است. از الگوهای موفقیت استفاده کرده و هر آنچه از رموز موفقیت فهمیده، با جدیت تمام مورد اجرا قرار داده است.

برای نوجوانی که در سنین پر التهاب خود، بدنبال مسیر موفقیت و رشد است و با جدیت آنرا دنبال می کند و از طعنه ها نمی هراسد، پاداشی بهتر از موفقیت نیست. او در ۱۷ سالگی کتاب نوشته و در سن ۲۵ سالگی، یکی از برجسته ترین سخنرانان و مشاوران کشور است. این قانون کائنات است که اگر شیرینی خود را بی موقع نخوری و رنج آنرا بپذیری، جهان به تو شیرینی های بیشتر و خوشمزه تری خواهد بخشید. به همین دلیل است که جملة زیر، یکی از انگیزه بخش ترین جملات، در مسیر پیشرفت استاد بهرام پور بوده است:

امروز کارهایی را انجام می دهم که دیگران حاضر نیستند انجام دهند،

تا فردا کارهایی را انجام دهم که دیگران قادر نیستند انجام دهند.

.

برای دریافت توضیحات این آموزش اساسی، روی تصویر بالا کلیک نمایید

.

.

 استاد بهرام پور طبق معمولِ برنامه های خود، در ابتدا از شرکت کنندگان خواستند که هم گروهی خود را انتخاب کنند.

یک قول دسته جمعی برای ایجاد تغییرات لازم در زندگی با بهره گیری از آموزه های این سمینار گرفته شد و در ادامه، استاد بهرام پور خاطره ای را از دوران دبیرستان خود تعریف کردند که یک روز تابستانی، تلنگری شد برای قرارگرفتن در مسیر آموزش و رشد و تغییر در زندگی ایشان. اینکه دریافتند بایستی مسئولیت زندگی خویش را بر عهده گرفت و همین عامل، یکی از مهمترین دلایل و اسباب ترقی و پیشرفت آدمی ست. آنچه در سمینار ارائه می شد، چکیده ای از آموزشهایی بود که خود ایشان دیده بودند.

یک درخواست عجیب و جالب دیگر. گوشی موبایل خود را از حالت قفل خارج کنید، به صفحة پیامها یا تلگرام خود بروید و در همین حالت، موبایل خود را به هم گروهی خود بدهید. تقریباً همه از انجام اینکار دلهره داشتند، زیرا این کار یعنی گشودن حریم خصوصی خود به روی دیگران. سپس استاد توضیح داد که ما از انجام اینکار واهمه داریم اما به راحتی به دیگران اجازه می دهیم به زندگی ما سرک بکشند و اظهار نظر کنند.

نمودار گسترش نوآوری توضیح داده شد، اینکه در هر جامعه ای، ۲٫۵ درصد جزء پیشگامان هستند و ۱۳٫۵ درصد، افراد موفق، ۳۴ درصد اکثریت سریع جامعه اند و همین مقدار جزء اکثریت کند هستند، نهایتاً ۱۶ درصد هر جامعه در گروه عقب مانده جای دارند. خوشبختانه یا بهتر است بگوییم متأسفانه، تمام شرکت کنندگان در سمینارهای اینچنینی در ایران، جزء پیشگامان اند و این نشان از اهتمام نداشتن کشور به امر آموزش و یادگیری ست.

از آنجایی که موضوع سمینار برگزار شده، “انسان بیشتر از یک نفر” بود، مشخصات و ویژگیهای یک انسان بیشتر از یک نفر به این صورت بیان شد: کسی که ارتباطات و بیان خوبی داره، روابطی عالی رو تجربه می کنه، از فکری غنی برخورداره و حتماً هم از لحاظ مالی تأمینه. انسان بیشتر از یک نفر ممکنه در زندگی مشکل داشته باشه، اما حالش همواره عالیه.

تمامی عادات و مهارتهای ما با شکل گیری مسیر عصبی در ما ایجاد می شود و این مسیر عصبی هر بار که آن عمل را تکرار می کنیم تقویت می گردد.

در ادامه، دکتر علی صاحبی استاد دانشگاه و نویسنده، به روی سن تشریف آوردند و از دانستن و مهارت داشتن درباره ی موضوعات مختلف زندگی سخن گفتند. اینکه ما پذیرفته ایم که کارهای ساده ای مثل دوخت لباس و تعمیر کفش را نمی دانیم، اما در کمال تعجب فکر می کنیم زندگی کردن را بلدیم. ما در طی صدها سال، امکانات زندگی مان را بسیار ارتقا داده ایم، اما میزان رضایت از زندگی در ما، همچنان در حد قرن چهارم است.

در واقع ما اطلاعات و معلومات زیادی کسب می کنیم، اما در ترکیب آنها با هم و بکارگیری در زندگی مان ناتوانیم.

هویت ما مجموعه ای از نگرش ها و ویژگیهایی است که ما را از دیگران متمایز می کند. این هویت، به زندگی ما جهت می دهد و باعث می گردد که شیوه ای خاص را برای گذران عمر برگزینیم. آنچه در پایان عمر برایمان مهم خواهد بود اینست که چه کسی شده ایم، و نه اینکه چه دستاوردهایی داشته ایم.

در واقع دو سبک زندگی که عبارت است از: بودن (یا شدن) و داشتن (یا بدست آوردن) ممکن است بر هویت زندگی ما حاکم باشد. آنکه به دنبال “شدن” است همواره سعی دارد که خود را ارتقا دهد و تواناییهای بیشتری بدست آورد، اما کسی که به دنبال تحصیل “دستاورد” است، فقط در طلب اضافه کردن به داشته های خود است و هیچگاه راضی نخواهد بود.

دکتر صاحبی مشفقانه و با وسواس، مطالب را بیان می کنند، گویی پیام واضحی دارند که حاصل یک عمرشان است و دوست دارند آنرا به دیگران انتقال دهند. این دلسوزی و تلاش، افراد را به گوش دادن بهتر مایل می کند و انگار همه می خواهند بگویند: استاد! متوجه منظورت می شویم، اینقدر انرژی مصرف نکن و خود را خسته نکن.

یکی از بهترین موضوعاتی که فکر می کنم برای اولین بار، بعد از اینهمه مطالعه و گذراندن دوره های آموزشی درک کردم، همین مفهوم هویت ها در انسان بود. وقتی در خود تأمل کنیم و دریابیم که بدنبال هویت توفیق هستیم یا دستاورد، سبک و شیوه ی زندگی مان روشن خواهد شد.

به یاد می آورم زمانی که در یک پروژة تحقیقاتی، همکار یکی از مهندسان با سابقه بودم، روزی توصیه ای برادرانه به من کرد. او گفت: مهندس! تا می توانی به دنبال جمع آوری تقدیرنامه و سرتیفیکیت باش. این تأییدیه هاست که روزی به درد تو خواهد خورد و با آن سنجیده می شوی. در آن موقع، من حس خوبی پیدا نکردم و البته به این گفته اطمینان نداشتم. این جمله، نمایانگر رسوخ کردن هویت دستاورد در جامعه ی علمی کشور است. مدرک تحصیلی، سرتیفیکیت، تقدیر نامه و … کسی را موفق و سرشناس نمی کند، بلکه عامل موفقیت و ثروت، هویتِ بودن و شدن است. قیمتی که از درون تو سرچشمه می گیرد، اصیل و ماندنی ست.

چیزی که جلوی موفقیت ما را می گیرد و باعث حسرت ها خواهد شد (روی تصویر بالا کلیک کنید)

.

آقای دکتر، داستان تحقیقی را گفت که در آن تعدادی افراد را به دو دسته کردند. دستة اول، ۶ ماه فقط بدنبال هویتِ “شدن” رفتند و گروه دیگر طبق برنامه، فقط به دنبال دستاورد بودند. هر دو گروه پس از این مدت، به بخشی از اهدافشان دست یافتند و خوشحال بودند. اما جالب است که پس از یک سال، گروه اول شادتر و خوشحال تر بودند و گروه دوم، افت روحی پیدا کردند. این نشان از این حقیقت دارد که اگر چه در کوتاه مدت، نتایج هویت دستاورد رضایتبخش است، اما در دراز مدت، باعث بی علاقگی ست.

دکتر صاحبی بیان کردند که بزرگترین موضوع زندگی ما، روابط ماست. بعنوان مثال، اگر خواسته باشیم مجموعه ای شامل سنگ، شن و آب را در یک لیوان بریزیم، ابتدا باید سنگ را وارد لیوان کنیم و سپس شن بریزیم و در نهایت با آب منافذ باقیمانده را پر کنیم. در صورتی که ابتدا ظرف را با شن پر کنیم، دیگر جایی برای قراردادن سنگ وجود نخواهد داشت. زندگی ما نیز به همین منوال است. اگر سنگهای زندگی را نشناسیم و در جای مناسب جا ندهیم، فضایی برای اضافه کردن آن باقی نخواهد ماند.

آقای دکتر تأکید زیادی روی این داشتند که هویت خود را برای آینده طراحی کنید. در ذهن خود خلق کنید که چه انسانی می خواهید بشوید، چه خدماتی می خواهید ارائه دهید و چقدر می خواهید عاشق باشید. تا چه حد پیشرفت کنید و چه تفریحاتی داشته باشید. اینها سوالاتی ست که هویت توفیق از خود می پرسد و با پاسخ به آنها مسیر حرکت خود را می سازد.

برای این نوع زندگی، ما نیاز داریم که سه مرحله را پشت سر بگذاریم. ابتدا هویت آینده مان را طراحی نماییم، سپس احساس شایستگی داشتن این هویت را در خود بسازیم و نهایتاً در این راه، شهامت داشته باشیم و از طعنه ها و تمسخر ها نگرانی و ترس به خود راه ندهیم.

در ادامه صحبتها، موضوع تعارض عنوان شد. اینکه ما در ارتباطاتمان (که یکی از سنگهای زندگی ست) با دیگران مسلماً دچار تعارض خواهیم شد. اولین تعارض، در زمان طفولیت و کمی پس از آن، در زمان ازدواج است. زوج ها در تعامل با یکدیگر چندین مرحله را می گذراند. ابتدا در دوران نامزدی هستند که در این دوران، هیچیک از اشکالات و نواقص یکدیگر را نمی بینند. پس از ازدواج و در ماه عسل، اندکی با یکدیگر آشناتر می شوند و مسائلی را با هم تجربه می کنند که بخاطر گرم بودن روابط، همچنان از آن می گذرند. اما وقتی وارد مرحله زندگی زیر یک سقف می شوند، تعارضات خود را نمایان می کند و این مرحله کاملاً طبیعی و عادی ست. طبیعتاً زوجین بایستی این مرحله را طی کنند تا به مرحلة سازگاری برسند، اما برخی از آنها تصور می کنند که این شرایط نباید وجود می داشت و تعارضات نشان از این دارد که آنها به درد هم نمی خورند، در صورتی که این مسئله کاملاً طبیعی و عادی ست و در همه جا وجود دارد. کار زوجین اینست که این مرحله را با یکدیگر طی کنند تا به سازگاری و ثبات برسند. پس هنر “حل تعارض” بایستی در انسانها وجود داشته باشد و این هنر، باعث می گردد مسائل و رویدادها برطرف شود و زندگی به حالت ثبات وارد گردد.

البته ۳۱ درصد تعارضات قابل حل هستند و بایستی مهارت لازم را بدست آورد و ۶۹ درصد باقیمانده، غیر قابل حل اند و بایستی مدیریت شوند که به هیچیک از طرفین آسیب نرساند. زوجینی که در رضایت و خشنودی زندگی می کنند بدون تعارض نیستند، بلکه دانسته اند چگونه آنرا مدیریت کنند و راه حلهای مؤثر و سازنده را فرا گرفته اند.

راه حلهای مؤثر عبارتند از اینکه بجای انتقاد، به لطافت و آرامی شروع به صحبت کنیم و بجای جبهه گیری، مسئولیت خود را بپذیریم. لازمست بجای اینکه به طرف مقابل توهین نماییم، هر حسی که در درون داریم بیان کنیم تا نیاز به تحقیر نباشد. نهایتاً بجای قهر و دوری، خود را به لحاظ روانی آرام سازیم.

زمان استراحت و پذیرایی فرا رسیده بود و شرکت کنندگان به سالن بیرون دعوت شدند تا پذیرایی شوند. میزهای بزرگی در کنار هم چیده شده بود و دو ردیف بسیار بزرگ را تشکیل می داد که روی آنها شربت و کیک قرار گرفته بود. مشخص بود که زمان زیادی برای تدارک آن صرف شده است و عوامل اجرایی که شامل کارمندان ۱+ به اضافة برخی شرکت کنندگان مدرسة استادی ۲ بودند، تلاش می کردند تا همه چیز منظم و طبق برنامه پیش برود و نحوة پذیرایی نیز از کیفیت بالایی برخوردار باشد.

              من و آقای مجسمه فلزی که خیلی جدی کارش رو انجام می داد

با شروع دوبارة برنامه، استاد بهرام پور به روی سن رفتند. ایشان مهمترین مهارت یک استاد را مهارت حل مسئله دانستند. از آنجا که ممکن است آنچه خواستة ماست با آنچه روی می دهد دارای تفاوت باشد، یک مسئله شکل می گیرد که بایستی به شیوة صحیح حل شود. از جمله مواردی که ممکن است حل مسئله در آن نیاز باشد، موارد زیر است:

  • وقتی فرزند یا کارمند تکالیفش را انجام نمی دهد
  • وقتی مدیر یا فرزند زحمات ما را نمی بیند
  • وقتی درآمد کمی دارم و با مشکل مالی روبرو هستم
  • وقتی همیشه وقت کم می آورم
  • وقتی به هدف گذاری ام پایبند نیستم
  • و …

به عقیدة استاد بهرام پور، چیزی مهم تر از حل مسئله وجود ندارد. شیوه های معمول مواجهه با مسائل عبارت است:

  • پاک کردن صورت مسئله،
  • به دید طنز و شوخی به آن نگریستن،
  • وارد نشدن درون آن،
  • پرداختن به حواشی بجای خود مسئله،
  • راهکار کوتاه مدت و کوته نظری،
  • در انتظار تغییرات دیگر بودن

به عقیدة ایشان، حل مسئله یعنی تحت کنترل گرفتن زندگی. از رهبری خود به راهبری دیگران رسیدن.

استاد یادآور شد که فکر کنید به اینکه چه فرصتهای درآمدی را از دست داده اید، چه روابط ارزشمندی را ایجاد نکرده اید، چه مسائل آزاردهنده ای در حال اذیت کردن شماست و چه توانمندیهایی را بخاطر خجولی ارائه نداده اید؟

اینها موانع رسیدن به مرحلة استادی در کار است و بایستی راهکار مناسب برای آن ها دیده شود.

در میان برنامه ها، تعدادی از فارغ التحصیلان پیشین مدرسة استادی، به روی سن دعوت می شدند و مطالب مورد نظرشان را مثل داستان وارد شدن به دورة مدرسه استادی و یا نکات آموزشی مد نظرشان، ارائه می کردند و بدین طریق، یک تجربة عالی از سخنرانی در سمیناری بزرگ بدست می آمد و از طرف دیگر توانایی های کسب شده در این دوره ها را به نمایش می گذاشت.

برای شرکت در دوره خصوصی و حرفه ای، روی تصویر بالا کلیک کنید

.

.

سمینار انسان بیشتر از یک نفر، پس از ۶ ساعت، در حدود ساعت ۱۴ به اتمام رسید و یک سمینار فوق العاده و یک آموزش عالی ارائه شد، اگر چه به نظر نگارنده، سمینار سال پیش به لحاظ محتوا، غنی تر و کاربردی تر بود، اما این سمینار نیز به سبک سمینارهای معمول و البته با کیفیت بسیار خوب به اجرا گذاشته شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code