جلب تایید دیگران

جلب تأیید دیگران به این معناست که انسان به گونه ای رفتاری نماید و دست به اقداماتی بزند که دیگران آن رفتار یا کردار را تأیید و تمجید نمایند و او را از نظر خودشان یک آدم خوب و استاندارد بدانند.

بسیاری از افراد برای تأیید شدن از طرف اطرافیان کارهایی انجام می دهند که مورد رضایت درونی شان نیست. مثلاً:

  • زمانی که می خواهند شغلی انتخاب کنند، نظر و انتقاد دیگران برایشان بسیار مهم است و بر اساس آن شغلی را انتخاب می کنند که از طرف جامعه اصطلاحاً "باکلاس" دانسته می شود،
  • وقتی می خواهند لباس بخرند، سراغ مد روز می روند، هر چند زیاد به نظرشان دلچسب نمی آید،
  • هنگامیکه می خواهند خودرو بخرند، سراغ مدلی می روند که دیگران خوششان بیاید،
  • وقتی می خواهند ازدواج کنند، به دنبال همسری هستند که اطرافیانشان را انگشت به دهان بگذارد،
  • وقتی می خواهند از خانه خارج شوند و بیرون بروند، به ظاهر خود آنچنان می رسند که گویی همه در بیرون منتظرند که ببینند او با چه تیپی خارج می شود،

عقاید نادرست

این عمل ناشی از این باور است که من برای شاد بودن و موفق شدن نیاز به این دارم که توسط دیگران مورد تأیید قرار بگیرم. باور به اینکه اگر از نظر دیگران رفتار درستی نداشته باشم، طرد خواهم شد و تنها می شوم. باور به اینکه اگر مطابق استانداردهای دیگران نباشم، اعتماد به نفس نخواهم داشت و احساس کوچکی می کنم. این باور که من برای اینکه یک شهروند عادی باشم، بایستی کاری را انجام دهم که اکثر افراد انجام می دهند تا طبیعی جلوه کنم.

مورد توجه بودن

چرا تایید دیگران برای ما اینقدر ضروری به نظر می رسد؟ واقعا نظر و تایید دیگران چقدر زندگی ما را تحت تاثیر قرار داده است؟ آیا از این تاثیر راضی هستیم؟

کافیست به گذشته ی خود رجوع کنیم و نتایج پیروی از سلیقه و نظر دیگران را جستجو نماییم. ببینیم کجا بوده که به نفع ما تمام شده و کجا به ضرر ما. هر چند با یک بررسی گذرا، بسیاری از موارد اینچنینی برای ما آشکار می شود، اما باز هم عده ای هستند که همچنان روش غلط سابق را تکرار می کنند.

قانون ۱۸/۴۰/۶۰

"دنیل ایمن" قانون جالبی را مطرح می کند. او می گوید انسانها در ۱۸ سالگی خیلی برایشان مهم است که دیگران در مورد آنها چه فکری می کنند. در ۴۰ سالگی برایشان اهمیتی ندارد که دیگران درباره ی آنها چه فکری می کنند و نهایتاً در ۶۰ سالگی تازه می فهمند که دیگران دربارة آنها هیچ فکری نمی کردند. این بدین لحاظ است که افراد بیشتر از اینکه به درست و استاندارد بودن ما توجه کنند، به راحتی و آرامش خود توجه دارند و بسیاری از شرایط و حالات ما را به سرعت فراموش می کنند. بهمین خاطر بایستی فقط خواست و ترجیح خود را لحاظ نماییم.

رضایت همه

بایستی بدانیم که ما قادر نیستیم رضایت همه را جلب کنیم و بخاطر ویژگی متنوع بودن انسانها، همواره تعدادی هستند که از عملکرد ما راضی نمی شوند و اخلاق و رفتار ما را نمی پسندند. این بینش به ما کمک می کند که زیاد درگیر این نشویم که اگر کسی از ما انتقاد کرد، بایستی حتماً خود را تغییر دهیم و لزوماً اشتباهی را مرتکب شده ایم.

حمایت شدن

دلیل دیگری که نیاز به جلب رضایت و تأیید دیگران را در ما موجب می شود، احساس نیاز به حمایت شدن از طرف گروه یا افراد خاص است. ما احساس می کنیم که به حمایت گروهی نیازمندیم و به همین خاطر سعی می کنیم طبق استانداردهای آنها عمل کنیم تا طرد نشویم.

علائم

افرادی که به دنبال جلب تأیید دیگران اند، همواره در حال اضطراب به سر می برند. آنها حتی اگر با صحبتهای دیگران موافق نباشند، تأیید صوری می کنند تا غیر عادی تلقی نشوند. این افراد توانایی ندارند "نه" بگویند و همواره بخاطر پذیرش درخواستهای دیگران و ناتوانی در جواب رد دادن، اذیت می شوند.

همرنگ جماعت شدن

یکی از ضرب المثلهای اشتباه در زبان فارسی همین ضرب المثل "خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو" است که از اساس، خلاقیت و خاص بودن و داشتن سبک زندگی شخصی را برای افراد ترسناک می کند.

فرهنگ جامعه از ما می خواهد که مانند سایرین باشیم و چیزی از خود نشان ندهیم. هر کس بخواهد خلاقیت به خرج دهد و راهی را برود که دیگران نرفته اند، طرد می شود و مورد سرزنش قرار می گیرد.

کجا نظر دیگران مهم است؟

شاید برخی این برداشت اشتباه را از این مقاله داشته باشند که دیگر نباید به حرف خانواده، دوستان نزدیک و دلسوزان خود گوش دهند و برای رضایت آنها کاری انجام دهند. این البته برداشت کاملاً غلطی ست.

منظور اینست که بخاطر تأیید افرادی که در زندگی شما کوچکترین نقشی ندارند، بخواهید جور دیگری زندگی کنید.

بخواهید برای شنیدن یک "به به" لحظه ای از چند غریبه، خود را با خود بیگانه کنید و خلاف دل خود رفتار نمایید.

خلاف عرف جامعه

و البته انجام کارهای خلاف اخلاق عمومی هیچگاه نمی تواند در این عنوان جای گیرد. به هر حال ما بایستی به فرهنگ اخلاقی و عرف جامعه احترام بگذاریم و سعی نکنیم با رفتار خارج از عرف، به خاص بودن نزدیک شویم. اتفاقاً چنین رفتاری، خود یکی از مصادیق جلب توجه دیگران است.

امیر احمدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.