صداقت ضرر داره

آیا صداقت داشتن به نفع ماست؟ در دنیایی که به نظر می رسد همه در حال دروغگویی اند، چرا باید راستگو و درست کردار باشیم و داشتن صداقت، چه اهمیتی دارد؟

.

.

اهمیت صداقت

صداقت یکی از مهمترین ویژگی های یک انسان تکامل یافته است. راستگویی و صداقت، بزرگترین رفتار اخلاقی و نشانه ی سلامت ذهنی فرد است.

در مقابل، دروغ، نشانه ی ضعف و کمبود و عدم اعتماد به نفس است و شخصی که دروغ می گوید، عزت نفس پایینی دارد و برای خود نیز احترام قائل نیست.

صداقت آنقدر ویژگی مهمی­ ست که خداوند چندین بار در قرآن تأکید کرده که چه کسی راستگوتر از خداست؟ (۱۲۲ نساء) و همچنین، یکی از خصلتهای مؤمن، صداقت او معرفی شده است (۳۵ احزاب)

.

وفا به عهد

یکی از جلوه های راستگو بودن، وفا کردن به عهد است. هنگامیکه شما به فردی قولی می دهید و به آن عمل می کنید، نشان می دهد که به وعده های خود وفادار هستید و برای قول خود احترام و ارزش قائلید.

.

دروع مصلحتی

گاهی دیده و شنیده ایم که برخی افراد به عنوان دروغ مصلحتی، از صداقت و درستی فاصله می گیرند و با این بهانه که “دروغ مصلحتی بدون اشکال است” کار خود را توجیه می کنند.

در حالیکه “دروغ مصلحتی” با این مفهوم اصلاً وجود ندارد و اصولاً هر کس دروغ می گوید بخاطر منافع خود است و دلیل دیگری برای دروغگویی وجود ندارد.

با این حساب، اگر قرار باشد هر جا که مصلحت ما حکم کرد، دروغ بگوییم، سنگ روی سنگ بند نمی شود!

.

.

منافع کوتاه مدت

آدمهایی که عزت نفس پایینی دارند، فقط به منافع کوتاه مدت نگاه می کنند، به همین خاطر به دروغ رو می آورند.

به این معنی که تنها سعی شان اینست که مشکل را فقط برای همین لحظه حل کنند.

شاید به نظر برسد که فرد با یک دروغ ساده، مشکل را از سر گذرانده است، اما این فقط یک روی سکه است و کار تمام نشده است.

.

عامل نجات

در احادیث ائمه ی اطهار می بینیم که راستگویی و صداقت، کلید بیرون آمدن از شرایط سخت معرفی شده است.

به این معنی که اگر می خواهید مشکلتان برطرف شود و از شرّ یک دردسر خلاص شوید، راست بگویید. این موضوع با تصور عادی افراد کاملاً متضاد است.

بسیاری از افراد برای نجات از دردسرهای خود، متوسل به دروغ می شوند تا ظاهراً مشکل را رفع کنند.

اما این یک موضوع مقطعی ست و یک دروغ، باعث شده که ناچار شوند دروغ های بعدی را هم بگویند و این سخنان نادرست، دردسرهای بزرگتری را برای آنها بوجود آورده است.

.

.

چه کسی راستگوست؟

در آیه ۱۵ سوره حجرات می خوانیم: مؤمنان واقعى تنها كسانى هستند كه به خدا و رسولش ايمان آورده ‏اند، سپس هرگز شكّ و ترديدى به خود راه نداده و با اموال و جانهاى خود در راه خدا جهاد كرده ‏اند؛ آنها راستگويانند.

همچنین در آیه ۸ سورة حشر آمده است: اين اموال براى فقيران مهاجرانى است كه از خانه و كاشانه و اموال خود بيرون رانده شدند در حالى كه فضل الهى و رضاى او را مى‏ طلبند و خدا و رسولش را يارى مى‏ كنند. آنها راستگويانند.

و همانطور که از این آیات برداشت می شود، کسانی راستگو هستند که به آنچه می گویند، عمل می کنند و قولشان در مقامِ حرف باقی نمی ماند.

.

اعتماد

مطمئناً کسانی را در اطراف خود می شناسید که بارها حرفی زده اند و به آن عمل نکرده اند. نسبت به حرفهای آنها چه احساسی دارید؟

به طور حتم وقتی حرفی می زنند، برای آن اعتبار و ارزش زیادی قائل نیستید و این کاملاً طبیعی ست.

کسانی که دروغ می گویند یا به حرفهایشان عمل نمی کنند، نزد دیگران اعتباری ندارند و ارزشمند تلقی نمی شوند.

ممکن است روزی برسد که واقعاً راست بگویند، اما کسی نمی تواند آنرا باور کند و همواره با شک و تردید به صحبتهای آنها نگریسته می شود.

.

.

داستان

حتماٌ داستان چوپان دروغگو را بخاطر می آورید. داستان چوپان نادانی که برای تفریح و تمسخر دیگران، به دروغ فریاد می زد که “آی مردم به دادم برسید که گرگ به گوسفندانم حمله کرد”

وقتی مردم با شتاب و عجله به سمت او می آمدند که به او کمک کنند، شروع به خندیدن و تمسخر آنان می کرد که “بابا الکی گفتم، گرگی نیامده”.

وقتی اینکار را چند بار انجام داد و مردم دیدند که او آنها را سرِ کار گذاشته و اصلاً گرگی در کار نیست. دیگر برای فریادهای او ارزشی قائل نشدند و توجهی نکردند.

یک روز که چوپان دروغگو در حال استراحت بود، ناگهان گرگی به گله ی گوسفندان حمله کرد و شروع به دریدن آنها نمود.

چوپان سراسیمه رو به ده کرد و شروع به فریاد کرد و با التماس از مردم می خواست که کمک کنند. اما این قصه ی تکراری ای برای مردم بود.

همه فکر می کردند که باز هم چوپان آنها را سرِ کار گذاشته و قرار است به آنها بخندد. بهمین خاطر هیچ توجهی به ضجه و ناله هایش نکردند.

آن روز، گرگ تمام گوسفندانش را از بین برد و چوپان نیز نتیجه ی دروغگویی خود را با تمام وجود لمس کرد.

.

روراست بودن با خود

فردی که دروغ می گوید نسبت به خود چه احساسی دارد؟ آیا خود را دوست دارد؟ آیا با خود روراست است؟ بدیهی ست که چنین فردی، عزت نفس بسیار پایینی داشته باشد.

کسی که به راحتی دروغ می گوید، به صحبتهای درونی خود نیز اعتماد ندارد.

اگر تصمیمی بگیرد، خودش می داند که به احتمال بسیار زیاد به آن عمل نمی کند. او معمولاً یک بازی در می آورد تا از انجام تصمیم خود طفره برود.

متأسفانه نداشتن صداقت و عادت به دروغ، احساس ارزشمندی را از فرد دور می کند و این، شروع زوال شخصیت و عزت نفس فرد است.

زیرا نداشتن احساس ارزشمندی و احترام به خود، باعث می شود که فرد، دست به هر کاری بزند و آن را برای خود توجیه نماید.

همانطور که عدم صداقت، باعث کاهش عزت نفس فرد می شود، خوشبختانه کار کردن روی عزت نفس و احساس ارزشمندی، باعث دوری فرد از دروغ و رفتارهای نادرست می شود.

.

.

تصویر ذهنی فرد

همه ی ما یک تصویر ذهنی از خود داریم و این تصویر ذهنی در شکل گیری شخصیت ما بسیار مؤثر است.

هنگامی که راستگو هستیم و تمام تلاشمان را می کنیم تا وعده های خود را عملی نماییم، تصویر یک انسان شجاع و باشخصیت را در ضمیر ناخودآگاهمان به تصویر می کشیم و از این بابت به خود می بالیم.

این احساس، سختیِ احتمالیِ صداقت را برایمان هموار می کند و باز هم سعی می کنیم که در شرایط بحرانی، صداقت داشته باشیم و از مرز درستی دور نشویم.

صداقت در گذشته، آیا به شما ضرر رسانده یا به نفع شما تمام شده است؟

امیر احمدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code