صداقت

صداقت یکی از مهمترین ویژگی یک انسان تکامل یافته است. راستگویی و صداقت، بزرگترین رفتار اخلاقی و نشانة سلامت ذهنی فرد است. در مقابل، دروغ، نشانة ضعف و کمبود و عدم اعتماد به نفس است و شخصی که دروغ می گوید، عزت نفس پایینی دارد و برای خود نیز احترام قائل نیست.

صداقت آنقدر ویژگی مهمی­ست که خداوند چندین بار در قرآن تأکید کرده که چه کسی راستگوتر از خداست؟ (۱۲۲ نساء) و همچنین، یکی از خصلتهای مؤمن، صداقت او معرفی شده است (۳۵ احزاب)

وفا به عهد

یکی از جلوه های راستگو بودن، وفا کردن به عهد است. هنگامیکه شما به فردی قولی می دهید و به آن عمل می کنید، نشان می دهد که به وعده های خود وفادار هستید و برای قول خود احترام و ارزش قائلید.

دروغ مصلحتی

گاهی دیده و شنیده ایم که برخی افراد به عنوان دروغ مصلحتی، از صداقت و درستی فاصله می گیرند و با این بهانه که با دروغی که گفته ام، مصلحتی را بدست آورده ام، و دروغ مصلحتی بدون اشکال است، کار خود را توجیه می کنند.

در حالیکه مفهومی به نام دروغ مصلحتی هر جایی قابل استفاده نیست و اصولاً هر کسی دروغ می گوید بخاطر منافعش است و دلیل دیگری برای دروغگویی وجود ندارد. با این حساب، اگر قرار باشد هر جا که مصلحت ما حکم کرد، دروغ بگوییم، سنگ روی سنگ بند نمی شود!

عامل نجات

در احادیث ائمه ی اطهار می بینیم که راستگویی و صداقت، کلید بیرون آمدن از شرایط سخت معرفی شده است. به این معنی که اگر می خواهید مشکلتان برطرف شود و از شر یک موضوع خلاص شوید، راست بگویید. این موضوع با تصور عادی افراد کاملاً متضاد است.

بسیاری از افراد برای نجات از دردسرهای خود، متوسل به دروغ می شوند تا مشکل را رفع کنند، اما یک دروغ، باعث شده که دروغ های بعدی را هم بگویند و این سخنان نادرست، دردسر بزرگتری را برای آنها به بار آورده است.

 چه کسی راستگوست؟

در آیة ۱۵ سورة حجرات می خوانیم: مؤمنان واقعى تنها كسانى هستند كه به خدا و رسولش ايمان آورده‏اند، سپس هرگز شكّ و ترديدى به خود راه نداده و با اموال و جانهاى خود در راه خدا جهاد كرده‏اند؛ آنها راستگويانند.

همچنین در آیة ۸ سورة حشر آمده است: اين اموال براى فقيران مهاجرانى است كه از خانه و كاشانه و اموال خود بيرون رانده شدند در حالى كه فضل الهى و رضاى او را مى‏طلبند و خدا و رسولش را يارى مى‏كنند؛ و آنها راستگويانند.

و همانطور که از این آیات برداشت می شود، کسانی راستگو هستند که به آنچه می گویند، عمل می کنند و قولشان در مقامِ حرف باقی نمی ماند.

اعتماد

مطمئناً کسانی را در اطراف خود می شناسید که بارها حرفی زده اند و به آن عمل نکرده اند. نسبت به حرفهای آنها چه احساسی دارید؟ به طور حتم وقتی حرفی می زنند، زیاد برای آن اعتبار و ارزش قائل نیستید و این کاملاً طبیعی ست.

کسانی که دروغ می گویند یا به حرفهایشان عمل نمی کنند، نزد دیگران اعتباری ندارند و ارزشمند تلقی نمی شوند. ممکن است روزی برسد که واقعاً دارند راست می گویند، اما کسی نمی تواند آنرا باور کند و همواره با شک و تردید به صحبتهای آنها نگریسته می شود.

 

داستان

حتماٌ داستان چوپان دروغگو را بخاطر می آورید. داستان چوان نادانی که برای تفریح و تمسخر دیگران، به دروغ فریاد می زد که "آی مردم به دادم برسید که گرگ به گوسفندانم حمله کرد" وقتی مردم با شتاب و عجله به سمت او می آمدند که به او کمک کنند، شروع به خندیدن و تمسخر آنان می کرد که "بابا الکی گفتم، گرگی نیامده".

وقتی اینکار را چند بار انجام داد و مردم دیدند که او آنها را سر کار گذاشته و اصلاً گرگی در کار نیست. دیگر برای فریادهای او ارزشی قائل نشدند و توجهی نکردند.

یک روز که چوپان دروغگو در حال استراحت بود، ناگهان گرگی به گلة گوسفندان حمله کرد و شروع به دریدن آنها کرد. چوپان سراسیمه رو به ده کرد و شروع به فریاد کرد و با التماس از مردم می خواست که کمک کنند. اما این قصه ی تکراری ای برای مردم بود. همه فکر می کردند که باز هم چوپان آنها را سر کار گذاشته و قرار است به آنها بخندد. بهمین خاطر هیچ توجهی به ضجه و ناله هایش نکردند. آن روز گرگ تمام گوسفندانش را پاره کرد و چوپان نیز نتیجه ی دروغگویی خود را با تمام وجود لمس کرد.

روراست بودن با خود

فردی که دروغ می گوید نسبت به خود چه احساسی دارد؟ آیا خود را دوست دارد؟ آیا با خود روراست است؟ منطق حکم می کند که چنین فردی از عزت نفس بسیار پایینی برخوردار باشد.

کسی که به راحتی دروغ می گوید، به صحبتهای درونی خود نیز اعتماد ندارد. اگر تصمیمی بگیرد، خودش می داند که به احتمال بسیار زیاد یک بازی در می آورد تا از انجام آن شانه خالی کند.

تصویر ذهنی فرد

همة ما یک تصویر ذهنی از خود داریم و این تصویر ذهنی در شکل گیری شخصیت ما بسیار مؤثر است. هنگامی که راستگو هستیم و تمام تلاشمان را می کنیم تا وعده های خود را عملی نماییم، تصویر یک انسان شجاع و باشخصیت را در ضمیر ناخودآگاهمان داریم و به خود می بالیم و احساس خوشایندی نسبت به خود داریم.

این احساس، سختی راستگو بودن را برایمان هموار می کند و باز هم سعی می کنیم که در شرایط بحرانی، صداقت داشته باشیم و از مرز درستی دور نشویم.

امیر احمدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.