ادراک و برداشت ما از وقایع

بازخواهی یک رویداد

همه ی ما وقتی رویدادی را می بینیم، بلافاصله و بدون اراده، توضیح و تفسیری به آن می دهیم و در واقع با تفسیر خود، آنرا بازخوانی کرده و برداشتی از آن خواهیم داشت.

این تفسیر در مغز ما روی می دهد و در واقع مغز، با دریافت اطلاعات بیرونی، بسته به اینکه قبلا چه تجربه ای از آن موضوع درک کرده و چه پیش زمینه ای داشته، برداشتی معین از آن رویداد خواهد داشت.

.

یک رویداد، چند برداشت

یک رویدادِ ثابت، ممکن است برای هر شخص، معنی و برداشت متفاوتی داشته باشد.

بعنوان مثال به یک صحنه ی تصادف عادی توجه کنید. اشخاص مختلف از کنار این رویداد عبور می کنند و هر یک زمزمه ای درونی درباره ی آن دارد.

این برداشت ها و تفسیرها می تواند یکی از موارد زیر باشد:

– ای وای! چه صدمه ای به ماشینها وارد شد، هزینه ی تعمیرشون خیلی زیاده.

– خدا رو شکر کسی صدمه ندید.

– اگه من توی یکی از اینها بودم، چه اتفاقی ممکن بود برام بیافته

– الان راه بندان می شه و بخاطر ازدیاد ماشینها خیابون بسته می شه.

– احتمالاً یکیشون خانم بوده که اینقدر بد به هم خوردن.

– دوباره یه تصادف دیگه. خوش به حال صافکارا.

– بنده های خدا باید چند روز علاف بیمه و تعمیر ماشین بشن.

– …

.

در مورد ادراک و زاویه ی نگاه، حتماً این مقاله را بخوانید

.

کدام برداشت و تفسیر بهتر است؟

همانطور که می بینید، برداشتها و نگاه های متنوع و متفاوتی می توان از این حادثه و رویداد در نظر گرفت که هر کس بسته به اینکه قبلاً چه تجربه و حسی نسبت به آن داشته، تفسیر و نگاه متفاوتی نیز نسبت به این رویداد دارد.

آنچه که مهم به نظر می رسد، اینست که هر یک از این تفسیرها و برداشتهای ممکن، چه تأثیری در روحیه و روان شخص می گذارد.

اگر یک رویداد مشخص را بتوان به چندین شکل نگاه کرد، چه نوع برداشتی برای ما بهتر و در واقع برای زندگی ما مثمر ثمرتر است و آیا واقعاً می توان آگاهانه، برداشت و نگاهی به موضوعات و وقایع داشت که برای زندگی ما مفید باشد؟

یک جنبه ی این برداشت، به دریافت ما از حقیقت بازمی گردد. اینکه ما تصور غلطی از یک رویداد نداشته باشیم و دچار اشتباه نشویم.

در مثال بالا، ممکن است شخصی، صرفا با دیدن تصادف، تصور کند که حتماً تعدادی در این حادثه زخمی شده اند.

یعنی تجربیات قبلی او از تصادف این بوده که هر بار، سرنشینان دچار جراحت شده اند و بعید است کسی سالم مانده باشد. در حالیکه بسیاری از تصادفات، بخاطر رعایت مسائل ایمنی سرنشینان، بدون صدمه اتفاق می افتد.

.

برداشت غیرواقع

در این حالت، شخصِ نظاره گر، دچار برداشتِ اشتباه شده است و اساساً ادراک او از این رویداد، اطلاعات غلطی به او داده است. پس اهمیت ادراک می تواند از این بابت باشد که شخص را دچار اشتباه نکند.

جنبه ی دیگر این برداشت اینست که از میان ادراک های متنوع و متفاوتی که می تواند وجود داشته باشد و هر یک، از زاویه ای به رویداد می نگرد و در جای خود درست است، کدام جنبه و ادراک می تواند به ما و کیفیت زندگی ما اضافه کند.

در واقع، از میان برداشتها و تفسیرهای گوناگون، بهتر است به چه جنبه ای توجه کنیم که در عین حالیکه در بردارنده ی آن رویداد است، چیزی هم به ما اضافه کند.

.

به گونه ای دیگر

بسیاری از افراد به این امر آگاه نیستند که به راستی، می توان به گونه ای دیگر نیز به موضوعات نگریست که برای زندگی ما مفید و قابل استفاده و حداقل، دارای حسی بهتر باشد.

همانطور که در مقاله ی قبل ارائه شد، نگاه مثبت به موضوعات می تواند احساس بهتری به ما ببخشد و در طرف دیگر، یک نگاه منفی گرایانه، صرفاً سطح انرژی فرد را پایین می آورد و کم کم حال او را خراب می کند.

در مثالی که مطرح شد، یک ادراک از حادثه ی تصادف این بود که خدا را بخاطر صدمه ندیدن افراد شکر می کرد. ادراک دیگری نیز وجود داشت، آنجا که صرفا به خسارت وارده و هزینه ی تحمیل شده به افراد نگاه می کرد و در حال محاسبه ی بدترین نتیجه ی این رویداد بود.

هر کدام از این نگاه ها، نشان دهنده ی فیلترهای ذهنی مشخصی ست که در ذهن افراد نظاره گر وجود دارد و در واقع بیانگر نوع نگرش آنها به وقایع پیرامونیست. هر نوع نگرش و ادراک، حس متفاوتی به فرد نظاره گر می دهد و البته فیلتر ذهنی او را قویتر می کند.

با فیلترهای ذهنی قوی شده، نگاه فرد نسبت به وقایع اطراف محدودتر می شود و تنها از همان زاویه ی معین به رویدادها نگاه می کند.

دید محدود شده و متمرکز بر جنبه های منفی، فقط ادراک منفی دارد و در مقابل، دید متمرکز بر نقاط مثبت نیز تنها به جنبه های امید بخش و روحیه دهنده توجه دارد و آنها را می بیند و درک می کند.

کدام ادراک برنده است؟ کدام نگاه به صاحب خود خدمت می کند و کدام نگاه او را از درون خالی می سازد؟

همه، پاسخ این سؤالات را می دانند و از تأثیر آن تا حدودی آگاهند، اما همه برای اصلاح فیلترهای ذهنی خود تلاش نمی کنند و راه آنرا نمی دانند.

امیر احمدی

مهندسی فیلترهای ذهنی و باورها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code