ثروت از نظر اسلام

مقولة ثروت به معنای داشتن پول زیاد، به هیچ عنوان در اسلام مورد نکوهش نبوده و اسلام هرگز داشتن ثروت را نهی نکرده است. در هیچ جای قرآن، از ثروتمندان به عنوان افراد مجرم و خطاکار نام برده نشده و هیچ عذابی برای آنان معین نشده است. آنچه در اسلام نکوهش می شود، تجمل گرایی و دل بستن به دارایی ست. اگر ثروت، جزئی از وجود انسان شود و تمام همّ و غم او را فرا بگیرد، به طوری که در زمان لازم نتواند از آن دل بکند و رهایش کند، این ثروت، زنجیری بر پای انسان است که او را از حرکت و کمال باز می دارد. البته دل بستن، لزوماً مختص ثروتمندان نیست، حتی یک فقیر نیز ممکن است به آنچه در اختیار دارد وابسته و دل بسته باشد که همین امر می تواند مانند زنجیری بر پایش شود.

ثروت در میان ائمه

آنچه در پیامبر و ائمة اطهار ایشان وجود دارد الگویی برای ماست. آنها به عنوان انسان کامل، بهترین نمونه برای یافتن عملکردهای درست هستند. شاید برای افراد زیادی این سؤال پیش آمده باشد که ائمه (یعنی چهارده معصوم) از چه طریق کسب درآمد می کردند و هزینة زندگی خود را پرداخت می نمودند. غالباً آنچه دربارة ائمه شنیده ایم دربارة عبادت آنان و نیکی به مردم و هدایت دیگران بوده است. بسیاری از افراد تصور می کنند، زندگیِ ائمه، چیزی خارج از روال سایر انسانها بوده و در تصور و ذهن ما نمی گنجد. خیر، ائمة معصومین (ع) مانند ما می خوابیدند و بیدار می شدند، کار می کردند و درآمد بدست می آوردند، خرج می کردند و حساب اموالشان را داشتند، و بخشی از روزشان را صرف خانواده و فرزندان خود می نمودند. خداوند پیامبرش را از میانِ خودِ مردم انتخاب کرد (۱۶۴ آل عمران)، تا مردم بدانند کسی مانند آنها، می تواند خداپرست باشد و درست زندگی کند. ائمه نیز از نسل پیامبرند و با سایر انسانها به لحاظ ظاهری تفاوتی ندارند.

با اطمینان می توان گفت که نه تنها هیچیک از ائمة اطهار، فقیر نبودند، بلکه از مال دنیا، بهرة بسیاری نیز داشتند. پیامبر و سایر ائمه، با دست خود کار می کردند و زمینها را آباد می نمودند و از این راه به درآمد و ثروت می رسیدند. پیامبر اسلام با کسی ازدواج کرد که تاجر ثروتمندی بود. خدیجه (س) ثروتش را در خدمت پیامبر قرار داد تا هر طور که لازم می داند برای اسلام هزینه کند. پیامبر زمانی را به باغبانی می پرداخت. هنگامی که به مدینه هجرت فرمود، هفت باغ از طرف یکی از تازه مسلمانان مدینه هدیه گرفت. بسیاری از غنایم بخاطر آنکه بدون جنگ و درگیری به دست مسلمانان رسیده بود (مانند باغ فدک)، به دستور خداوند به پیامبر تعلق گرفت. پیامبر در این باغها و زمینها کار می کردند و از درآمد آن، برای خود و خانواده هزینه کرده و از اضافه درآمد آن، مبالغی را صرف امور مسلمین می نمودند (سیرة حلبیه ج ۳).

پس از رحلت پیامبر، اگر چه باغ فدک را که ارثیة پیامبر برای دخترش بود، غصب کردند و با اینکار بنی هاشم را محدودیت مالی قرار دادند، اما حضرت علی (ع) بیکار ننشست و با کار کردن روی زمینها، کاشت درخت و احداث چاه و قنات، اوضاع خانواده شان را روبراه نمودند. نخلستانهای حضرت علی (ع) که هزاران درخت آنرا با زحمت و تلاش، یک به یک کاشته بود، همچنان در شهر کوفه برقرار است. همچنین آن حضرت چاههای آب زیادی حفر می کرد و بسیاری از آنها را وقف می نمود. حضرت علی (ع) ثروتمند بود تا حدی که گفته شده به یکباره ۱۰۰۰ برده خریده و آزاد کرد (وسائل الشیعه ج ۱۲).

پس از حضرت علی (ع)، امام حسن مجتبی متولی زمینها، باغات و چاههای آب احداث شده توسط پدرش بود. امام حسن مجتبی(ع) یکی از ثروتمندترین افراد زمان خود بود. ایشان دارای ثروت و منزل بزرگی بودند که البته چندین بار بخش زیادی از ثروتشان را در راه خدا به فقرا بخشیدند و همواره در منزل خویش سفرة اطعام برپا می نمودند.

ثروتهای بوجود آمده، یک به یک به امامان بعد می رسید و جالب اینکه هر یک از امامان، با وجود دارایی فراوان، شخصاً روی زمینها کار می کردند و بیل می زدند، طوری که مورد طعن برخی از مردم نیز قرار می گرفتند. ابوبصیر از قول امام صادق گفته که ایشان فرمودند: من در بعضی از باغهایم کار میکنم و عرق می ریزم، با اینکه افرادی را دارم که برایم کار کنند، اما من شخصاً کار می کنم تا خداوند ببیند که من به دنبال کسب روزی حلال هستم. امام موسی کاظم نیز سخنی مشابه فرموده است.

مضاربه روش دیگریست که برخی از ائمه مانند امام صادق (ع)، بخشی از دارایی خود را با این روش سرمایه گذاری می کردند و درآمد دیگری بوجود می آوردند. اما کشاورزی و باغبانی مهمترین منبع درآمد ائمه بود.

مسئلة قناعت

آنچه دربارة امامان معصوم باید دانست آنست که ایشان، با وجود مال و ثروت فراوان، به کمترین خوراک و پوشاک قناعت می کردند و بخش بزرگی از دارایی و درآمد خود را می بخشیدند. روش زندگی آنان غالباً مطابق با ضعیف ترین افراد زمان خود بود.

اگر جایی شنیده اید که حضرت، کفش خود را بارها وصله می زد و می دوخت، بخاطر فقر ایشان نبود، بلکه آن حضرت با وجود تمکن مالی ساده زیست بود و اینگونه می پسندید. این نشان می دهد که اگر ثروت هم موضوع جذابی برای ما نیست، باز هم بایستی برای کسب روزی فراوان و حلال، تلاش نماییم تا آنقدر داشته باشیم که هرگز محتاج دیگران نباشیم.

البته موضوع مهم دیگری که در ائمه وجود داشت و نباید از آن غفلت کرد، مسئلة عقل معاش آنها بود. اینکه چگونه پول را حفظ کنند و آنرا هدر ندهند و بالعکس به رشد آن بیافزایند. چون اگر این توانایی را نداشتند، مانند بسیاری افراد که ثروت بزرگی را به ارث بردند و آنرا به باد دادند، چیزی برایشان باقی نمی ماند.

ثروت از جنبه ای دیگر

البته همة ما که از جسمی سالم برخورداریم و یا لااقل بیشتر قسمتهای وجودمان سلامت است، ثروتمندیم.

  • اگر یکی از دستانت نبود، چقدر حاضر بودی خرج کنی تا دستی همانند دست راستت داشته باشی؟
  • ستون فقراتت چقدر می ارزد و با چه میزان پول، حاضری معاوضه اش کنی؟
  • اگر این آرامش را نداشتی چقدر حاضر بودی هزینه کنی تا روان پریشانت اندکی آرام گیرد، افکار مزاحم از ذهنت خارج شود و دیگر مجبور به خوردن قرص اعصاب نشوی؟
  • اگر چنین خانوادة دوست داشتنی ای نداشتی، چقدر حاضر بودی پرداخت کنی تا مشکلات اعضاء خانواده ات رفع شود، اختلافات کنار برود و علاقه در میان آنها شکل گیرد.
  • اگر سلامتی تن نداشتی، چقدر حاضر بودی بپردازی تا بیماری مُزمِنت درمان گردد، بستری شدنها بالأخره پایان یابد و نفسی بدون درد بکشی؟

پس ما همه، با داشتن موهبتهای فراوان، سرشار از ثروت بالقوه ایم. ثروتی که با دیدن و حس کردنش است که درکش خواهیم کرد و نگاه به آن است که حس غنی بودن به ما می دهد.

این به آن معنا نیست که نگاه دین اسلام به ثروت این است که موهبتهای خود را به عنوان ثروت بشناسیم و دنبال کسب ثروت نباشیم. بلکه به آن معناست که از دیدن حقیقت و درک ثروتی که در زندگیمان وجود دارد غافل نباشیم.

امیر احمدی

 

پی نوشت:

www.ahlebayt.porsemani.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code