ترس چیست؟

همه ی ما در زندگی بارها حس ترس را تجربه کرده ایم و با آن آشنایی داریم، اما آیا از خود پرسیده ایم که ترس چیست؟

شاید ساده ترین تعریف ترس این باشد که ترس، احساسی درونی ست که در مقابل خطر، ایجاد می شود و ما را از آن دور می سازد.

 

ترس، یک واکنش هوشمندانه از طرف مغز است، تا از آسیب دیدن ما جلوگیری کند. هنگامی که خطری ما را تهدید می کند، بایستی بترسیم و در برابر آن از خود محافظت کنیم. ترس باعث می شود از شرایط و محیطی که برای ما خطر آفرین است، دوری کنیم.

چه زمانی می ترسیم؟

وقتی شما احساس خطر می کنید، ترستان شروع می شود. هر زمان که احساس کنید در معرض خطر و آسیب هستید، شروع به ترسیدن می کنید.

وقتی احساس کنید که در برابر یک تهدید خارجی، توانایی مقابله ندارید، خواهید ترسید. آسیب پذیر بودن، باعث ترس می شود، زیرا وجود شما در خطر خواهد بود.

دور شدن از آسایش نیز یکی دیگر از دلایل ترس است. زمانی که از منطقه ی امن خود خارج می شویم، شروع به ترسیدن می کنیم. هنگامی که آبرو یا شأن و جایگاه خود را در خطر می بینیم نیز می ترسیم. احتمال مسخره شدن،  احمق و ناتوان جلوه کردن، و تصوراتی از این دست، موجب ایجاد احساس ترس در ما می شود.

از چه چیزهایی می ترسیم؟

ترسهای مادرزادی ما عبارتند از ترس از افتادن و ترس از صدای بسیار بلند. سایر ترسهای ما بصورت تجربی و از محیط کسب می شود. ترس از تاریکی، ترس از حیوان یا حشره ای خاص، ترس از جمعیت، ترس از مسخره شدن و سایر ترسهایی که ممکن است در یک فرد وجود داشته باشد و در دیگری نباشد.

ترس خوب است یا بد؟

ترسیدن یک واکنش هوشمندانه از طرف مغز است، تا از آسیب دیدن ما جلوگیری کند. هنگامی که خطری ما را تهدید می کند، بایستی بترسیم و در برابر آن از خود محافظت کنیم. ترس باعث می شود از شرایط و محیطی که برای ما خطر آفرین است، دوری کنیم.

ترس باعث می شود تمام نیرو و قوای ما بسیج شود و با تمرکزی بالا، برای محافظت از وجودمان بکار رود. ترس، حکم همان نگهبانی را دارد که هجوم دشمن را اعلام می کند تا تمام نیروها به خط شوند. ترس، یک موهبت از طرف خداست تا حیات ما را تداوم بخشد و جلوی از بین رفتن ما را بگیرد.

اگر ترس نبود، هنگام مواجهه با حیوان وحشی، فقط او را نظاره می کردیم. اگر ترس نبود، روی لبه ی پشت بام می ایستادیم و به احتمال زیاد پرت می شدیم. اگر ترس نبود، با سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت، در یک جاده ی پر پیچ و خم حرکت می کردیم. اگر ترس نداشتیم، از بلندی می پریدیم یا وسط یک اتوبان قدم می زدیم. اگر ترس در وجودمان نبود، به کوچه ی تاریک و پر از افراد مشکوک، وارد می شدیم.

ما می ترسیم و سراغ این کارها نمی رویم و چقدر خوبست که برای انجام ندادن این کارها می ترسیم، چون در اینصورت می توانیم امروز هم زنده بمانیم.

فرآیند ترسیدن

هنگامی که پردازشگر مغز، سیگنالهای حواس پنجگانه را بررسی کرده و ترس را لازم می بیند، اولین سیگنال ترس را به بخشی موسوم به بادامه ی مغز ارسال می کند. بادامه که مرکز ترس در مغز است، پس از دریافت این پیام، فرمان آماده باش را به سایر قسمتهای مغز ارسال می کند که نتیجه ی آن، عوارض ظاهری ترس است که در جسم ما بروز پیدا می کند.

هنگامی که می ترسیم، تمام توجه ما، روی پیدا کردن راه فرار، متمرکز می شود. همه ی نیروهای فکری و جسمی ما دست به دست هم می دهد تا ما را از موقعیت دشوار بوجود آمده رهایی بخشد.

واکنش بدن در برابر ترس

اولین واکنش بدن در برابر ترس، بالا رفتن ضربان قلب است. قلب، تندتر شروع به پمپاژ خون می کند. همزمان، فشار خون افزایش می یابد و عضلات منقبض می گردد، تنفس، تندتر شده و تعرق در کف دستها روی می دهد. مردمک چشم گشاد شده، هورمون آدرنالین در بدن ترشح می گردد.

با بالا رفتن ضربان قلب، خون بیشتری به بدن پمپاژ می شود. تنفس تندتر، اکسیژن بیشتری را به بدن می رساند. عضلات منقبض، بدن را برای عکس العمل سریع آماده می کند.

گشاد شدن مردمک چشم، حوزه ی دید را وسیعتر می کند و ترشح هورمون آدرنالین، بدن را برای واکنش سریع مهیا می سازد. همه ی این واکنشها برای اینست که بدن، برای فرار از خطر یا مقابله با آن آماده شود.

آیا همه ی ترسهای ما بجاست؟

همانطور که اشاره شد، ترسهای مادرزادی ما شامل ترس از افتادن و ترس از صدای بلند است. اما بخش عمده ای از ترسهای موجود در ما، ترسهای اکتسابی و نادرست یا به عبارتی توهم است، یعنی قاعدتاً نباید وجود داشته باشد.

از آنجایی که احساس ترس، توسط مغز و بر اساس اطلاعات موجود در آن ادراک می شود، ممکن است این اطلاعات اولیه، غلط و بی مورد بوده و بصورتی نادرست در مغز ثبت شده باشد.

یکی از دلایل ترس آور جلوه کردن موضوعی در مغز، صحبتهای دیگران یا شنیدن خاطرات دیگران درباره ی آنست. ترس از تاریکی، یکی از همین موضوعات است. کافی ست در اتاقی که همیشه در آن بوده اید و کاملاً عادی و امن جلوه می کند، دقایقی با چراغهای خاموش قرار گیرید. احساس ترس، بخاطر یادآوری صحبتهای دیگران درباره ی ترس آور بودن تاریکی و احتمال روی دادن یک اتفاق وحشت انگیز، شما را می ترساند. حتی زمانیکه قبلاً هیچ اتفاقی برایتان روی نداده باشد.

ترس از سوسک، نمونه ی دیگر ترسهای توهمی ست. با آنکه این حشره ی بی آزار، هیچگونه آسیبی به انسان نمی رساند، اما نزدیک شدن به آن برای بسیاری افراد، وحشت آور و غیر قابل تصور است.

برای غلبه بر ترس چه کنیم؟

پاسخ به این سؤال را از قسمت قبل می توان پیدا کرد. در واقع، غیر از مواردی که ترسیدن از آن، برای بقای ما ضروری به نظر می رسد و بایستی از آن ترسید، سایر موارد که شامل توهمات ذهنی ست را بایستی در مغز اصلاح کرد و بصورتی تغییر داد تا پردازشگر مغز، آنها را به عنوان موضوعات ترس آور و نگران کننده تلقی نکند.

برای این قسمت، لطفاً سایر مقالات سایت از جمله مقاله "غلبه بر ترس" را مطالعه فرمایید.

سپاسگزارم

امیر احمدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.