غلبه بر ترسهای فوبیا

فوبیا (هراس) چیست؟

فوبیا یا ترسهای نادرست و غیر منطقی ترسهایی هستند که برای زندگی ما خطرناک و تهدید کننده نیستند و مغز ما به اشتباه آنها را به عنوان خطر و تهدید شناسایی می کند و به بدن دستور می دهد که از آنها دوری کند.

 

انواع فوبیا

فوبیاها انواع متنوع و گوناگونی دارند. از حیوانات گرفته تا اجسام، از موقعیت و شرایط گرفته تا کلمات و حتی اعداد.

برخی از فوبیاها در بین افراد زیادی شایع است و برخی بسیار نادرند.

از میان ترسهای شایع می توان به ترس از گربه، سوسک، آسانسور و هواپیما اشاره کرد. ترسهای نادر گاهی خنده دارند مثل ترس از سرخس، ترس از عدد ۱۳، ترس از نظریه ی علمی و … .

ترسهای هراس انگیز، گستره ی وسیعی دارد. چیزی که در همه ی آنها مشترک است، اینست که همه بصورت تصورات و قالبهای ذهنی اند و تا حد زیادی بدون دلیل، فقط وجود دارند.

 

فوبیاهای شایع

افراد زیادی هستند که از برخی حیوانات مثل گربه وحشت دارند. کافیست یک گربه را مشاهده کنند. فرقی نمی کند که آن گربه نیز آنها را دیده است یا خیر، به سمت آنها می آید یا نه، در هر حال هراس تمام وجودشان را فرا می گیرد و به دنبال راه فرارند. می گویند هیتلر و اسکندر مقدونی دچار چنین ترسی بودند.

سوسک نیز جزو جانداران معروفی ست که افراد بسیاری را به وحشت انداخته و دچار هراس می کند. گاهی اوقات افراد چنان ترسی از این حشره دارند که از ترسِ دیدن آن، به برخی مکانها مثل انباری یا حمام خودداری می کنند.

ترس از مکانهای بسته و فضاهای کوچکی مثل آسانسور نیز در بین برخی افراد شایع است. شخص، از اینکه در فضای بسته و کوچکی قرار گیرد دچار هراس شده و قدرت تحمل ندارد.

از میان ترسهایی که به شرایط و موقعیت مربوط می شوند، می توان به ترس از رفتن آبرو، ترس از مسخره شدن، ترس از طرد شدن، ترس از دوست داشتنی نبودن، ترس از اخراج، ترس از بی پولی و سایر ترسهایی که نابود کننده نیست، اشاره کرد.

 

شکل گیری فوبیا

از آنجاییکه ترس های فوبیا جزو مواردی هستند که در میان تجربه ی زندگی بدست می آید و کاملاً وابسته به شرایط است، در افراد مختلف، متنوع و متفاوت دیده می شود.

برخی از هراس ها ناشی از یک تجربه ی ناخوشایند در کودکی ست که بصورتی وحشت آور در ضمیر ناخودآگاه شخص قرار می گیرد. ترس از گربه یا تاریکی از آن جمله است.

بعنوان مثال، تجربه ی ناخوشایند از تاریکی، ممکن است توسط خود فرد حس شود و یا بصورت خاطره ای از یکی از نزدیکان مطرح شود و تصویری را در ذهن شخص ایجاد کند که به مرور زمان به یک فوبیا تبدیل گردد.

 

شناسایی فوبیا در خود

در محیطی آرام بنشینید و یک کاغذ و قلم و یا دستگاه ضبط صدا فراهم کنید و در حالت آرامش، فکر کنید که چه ترسهای بی موردی در زندگی دارید. ترسهای بی منطقی که شما را آزار داده است.

معمولاً ترسهای نادرست، بخش زیادی از عمر ما را فرا می گیرد و ما به ناچار، زمانهای قابل توجهی را با این نوع ترسها سپری می کنیم، در حالیکه واقعاً زندگی ما را تهدید نمی کند.

پس بهتر است که در قدم اول آنها را بشناسیم و بپذیریم که چنین ترسهایی داریم و بخشی از ذهن ما را به خود درگیر کرده است.

اثرات فوبیا

فوبیاها دنیای ما را کوچکتر می کنند. ترسهای هراس آور، ترمزهایی هستند که ما را از حرکت باز می دارند و مانع پیشروی ما می شوند. هر ترسی که در زندگی ما باشد، محدوده ای از اطراف آن موضوع را برای ما دست نیافتنی می کند و از گستره ی دنیای قابل سکونت ما می کاهد. ترس آمیز بودن یک موضوع برای ما، تجربه ی آنرا برای ما ناممکن می سازد و از فهمیدن آن محروم می کند.

زمانیکه از تاریکی می ترسیم، محدوده ی حرکتی خود را کوچک می کنیم، فقط جاهای روشن. در حالیکه شاید تجربیات شگفت انگیزی مثل دیدن آسمان پر ستاره و قدم زدن در تاریکی را هرگز درک نکنیم.

زمانیکه از صحبت جلوی جمع می ترسیم، تنها و تنها در جمع های کوچک و محدود، قادر به صحبت خواهیم بود و این تجربه ی شگفت انگیزِ دیده شدن و انتقالِ تجربه و دانش را از ما می گیرد و ما را از پیشرفت و ارتقا باز می دارد.

 

برخورد با فوبیا

هنگامیکه با فوبیا برخورد می کنیم، بهتر است آنرا بعنوان مسئله ای که حل شدنیست و به زودی آنرا حل خواهیم کرد، نگاه کنیم. در اینصورت، ترس های ناشی از آن جدی گرفته نخواهد شد و ذهن ما به نوعی تسلط بر ترس، مسلح می گردد.

از بین بردن فوبیا

روشهای مختلفی برای از بین بردن فوبیا وجود دارد. اگر از روشهای دارویی (که به نظر فقط مسکن می آید) بگذریم، به روشهای روانشناسی و ذهنی می رسیم.

بهترین راه برای درمان یک مشکل، وارد شدن از همان مسیریست که آن مشکل بوجود آمده است. بله، فوبیاها بصورتی نادرست در ذهن شکل گرفته اند و از همین راه است که درمان می شوند.

یکی از بهترین و کم خطرترین روشها، مواجهه شدن تدریجی با موضوع هراس آور است. وقتی که کم کم با موضوع مواجه می شویم و ضمیرناخودآگاه به آرامی درک می کند که خطری وجود ندارد، می پذیرد که آنرا از لیست سیاه ترسهای خود حذف کند.

یک راه حل کاملاً عملی برای غلبه بر ترس از تاریکی در مقاله "غلبه بر ترس" ارائه شد. در اینجا قصد داریم روشهای دیگری را بررسی کنیم، یکی از این روشها، الگو گیریست.

ممکن است از صحبت جلوی یک جمعیت ترس داشته باشیم، اما کافیست که در چنین جمعهایی، به افرادی که صحبت می کنند و به دیگرانی که به خوبی و احترام به حرفهای آنان گوش می دهند، دقت کنیم. ممکن است از حرفهای او چیزی نفهمیم، اما تمام حرکات او را زیر نظر داریم، طرز نگاه کردن او، جمله بندی و مکثهای او و غیره را خوب مشاهده می کنیم. به نگاه دیگران، به تأییدهایی که می کنند، به تشویق پایان صحبتها، به همه نظاره می کنیم و در ذهن ثبت می نماییم و سعی می کنیم که با الگو برداری از عملکرد او، تمام آن شرایط را در ذهن خود به تصویر بکشیم.

 اینبار خود را می بینیم که در حال انجام همان ریزه کاریها هستیم و سخنرانی می کنیم و سایرین را می بینیم که در حال توجه و تأیید صحبتهای ما هستند و در آخر ما را بخاطر این سخنرانی عالی تشویق می کنند. این روش را امتحان کنید، مطمئن باشید که نتیجه می گیرد.

امیر احمدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.