تأثیر ترس بر رفتارهای ما

به راستی، زندگی حال حاضر ما، چقدر شبیه به اجداد غارنشین ماست؟ چقدر خطراتی که در قرن ۲۱ ما را تهدید می کند از جنس خطرات دوران غارنشینی اجداد ماست؟

همانطور که در مقالات قبلی عنوان شد هنگامی که می ترسیم، برخی از علائم در بدن روی می دهد، مثل ترشح آدرنالین و گشادتر شدن مردمک چشمها که باعث می شود، دید وسیعتری پیدا کنیم و همزمان بر چند نقطه توجه داشته باشیم.

ارثیه ی نیاکان ما

این واکنش بدن، چیزیست که از نیاکان چند هزار سال پیش ما، به ما منتقل شده و تنها روشی ست که خطر را از ما دور و جان ما را نجات می دهد. زیرا صدها هزار سال پیش، اجداد ما برای دور شدن از خطرات طبیعی، نیازمند این مکانیزم بودند.

نیاکان ما زمانیکه در غارها زندگی می کردند، تمام همّ و غم شان بقا بود و اینکه زنده بمانند. شکل زندگی آنها آمیخته با خطر بود. آنها بایستی در برابر خطرات طبیعی و حیوانات وحشی از خود مراقبت می کردند.

همین واکنش ها­ی بدن در برابر ترس بود که به انسانهای نخستین کمک می کرد جان خود را نجات دهند و تکرار و تکرار این فرآیند، مکانیزم فوق را در وجود آدمیان تقویت می کرد.

 

خطرات عصر حاضر

به راستی، زندگی حال حاضر ما، چقدر شبیه به اجداد غارنشین ماست؟ چقدر خطراتی که در قرن ۲۱ ما را تهدید می کند از جنس خطرات دوران غارنشینی اجداد ماست؟

آیا ما صبح که از خواب برمی خیزیم به این فکریم که نکند امروز گرفتار یک ببر یا پلنگ گرسنه شویم و اگر با یک شیر وحشی برخورد کردیم، از کدام طرف فرار کنیم که خورده نشویم؟

چند درصد از ترسهای ما شبیه ترسهای نیاکان غارنشین ماست؟ آیا باز هم این مکانیزم برای زنده ماندن ما کارساز است یا خیر؟

واقعیت اینست که ما قادر نیستیم فرآیند ترسیدن را در خود تغییر دهیم. مطمئناً هرگاه بترسیم، بسته به شدت ترس، همان مکانیزم تکرار خواهد شد و چاره ای جز پذیرش این ارثیه از نیاکانمان وجود ندارد.

اما همانطور که می دانیم، تفاوت زیادی بین خطرات زندگی ما و خطرات زندگی نیاکان ما وجود دارد. زندگی در قرن ۲۱ بخاطر پیشرفت تکنولوژی بسیار متفاوت تر از حتی ۵۰۰ سال پیش است و خطراتی که در این شکل زندگی وجود دارد نیز متفاوت از گذشته است.

ما از مسخره شدن می ترسیم، از اینکه چک مان برگشت بخورد ترس داریم، از اینکه نتوانیم قسط وامها را پرداخت کنیم و خانه مان را از دست دهیم، از اینکه از کار اخراج شویم، از اینکه شریک زندگی مان ما را رها کند، می ترسیم. از اینکه در کسب و کار شکست بخوریم، از اینکه طرد شویم و تنها بمانیم و از اینکه نتوانیم محصولات خود را به فروش برسانیم، ترس داریم.

 

عملکرد ما هنگام ترسیدن

اگر به عوامل ایجاد کننده ی ترس که در قسمت قبل اشاره شد توجه کنیم، خواهیم دید که بسیاری از آنها بصورت مستمر و ادامه دار است و به شکل لحظه ای و ناگهانی ایجاد نمی شود.

بعنوان مثال، ترس از اخراج شدن، به این شکل نیست که در یک لحظه بروز پیدا کند و تمام شود، بلکه یک نگرانی و دلهره ی دائمی ست. ترس از طرد شدن نیز به همین منوال است.

ما در حین این نگرانی و ترسها، عملکردی متفاوت از حالت عادی خواهیم داشت. ممکن است با رئیسمان ضعیف تر صحبت کنیم. ممکن است کار را تمام شده به ذهن بیاوریم و در عملکردمان سست شویم.

ممکن است برای جلوگیری از طرد شدن، به طرف مقابلمان بیش از اندازه توجه کنیم، به او باج دهیم، زیر بارِ حرفهای زور برویم و همه ی این کارها را برای جلوگیری از روی دادن ترسمان انجام دهیم.

 

جذب اتفاقات

حقیقت اینست که ترس باعث می شود به یک موضوع، بیش از حد توجه کنیم و از بدِ روزگار، این موضوع، موضوع ترس آور و دلهره سازِ ماست.

ما بسیار به عامل دلهره آور خود فکر می کنیم و آنرا در ذهن خود مرور می نماییم. بصورت آگاهانه و ناخودآگاه، تصاویری را در ذهنمان تجسم می کنیم که برایمان نگران کننده است. مرورِ بیش از حد اتفاقات بد در ذهن، ما را برای برخورد با آن رویدادها آماده می کند.

از آنجاییکه مغز، بین اتفاق بوجود آمده در دنیای بیرونی و صحنه های مجسم شده در ذهن، تفاوتی قائل نیست، بصورت فعالانه برای مقابله و برخورد با شرایط تجسم شده، خود را آماده می کند و جملات و رفتارهایی را فرمان می دهد که مناسب شرایط روی دادن آن تهدید است.

از آنجاییکه این رفتار و گفتارها برای شرایطی تنظیم شده است که هنوز اتفاق نیافتاده، آن رویدادها را جلو می اندازد و به عبارت دیگر از روی دادن آن استقبال می کند. در حالیکه ذهن آگاه شخص خواستار روی دادن آن اتفاقات نیست.

 

کاهش عاملِ ترس

با این توضیح مشخص می شود که یکی از بهترین روشهای کاهش عامل ترس، فکر نکردن به خودِ عامل ترس و اتفاقاتِ پس از آنست. هر چه بیشتر به اثرات منفی یک رویداد که هنوز روی نداده فکر کنیم، آن اتفاق را جلوتر می اندازیم و در واقع باعث روی دادن آن خواهیم شد.

پس بهترین روش اینست که به نگرانیها و عوامل ترس خود فکر نکنیم و هرگاه به ذهن ما خطور کرد، فقط آنرا از ذهن بگذرانیم و هیچ توقفی روی آن نداشته باشیم.

حتی می توان پا را فراتر نهاد و از جنبه ی دیگری موضوع را به سمت بهتر شدن هدایت کرد. اینکه بجای تجسم اتفاقات ناخواسته و شرایط دلهره آور، به وضعیت عکس آن فکر کنیم و در ذهن تجسم نماییم که آن اتفاق به گونه ای پیش می رود که مورد رضایت و خواست ماست. شرایط به گونه ای رقم می خورد که بهترین اتفاقات روی می دهد و ما را شادمان تر می سازد.

مطمئناً مغز ما تصور می کند که اتفاقات خوشایند دیده شده، بوجود آمده و خود را برای رویارویی با شرایط دلپذیر مهیا می کند و رفتارها و جملاتی را برای ما می سازد که همان نتایج را باعث شود. به امتحانش می ارزد، چون نتیجه فوق العاده ست.

با تشکر

امیر احمدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.