باور ساختن با دو دسته جملات تأکیدی

در مقاله های پیش درباره تأثیراتی که محیط در ساختن باورهای ما داشته اند صحبت کردیم و گفتیم که محیطهای تأثیر گذار عبارت اند از پدر و مادر، مدرسه، تلویزیون و در آخر دوستان و اطرافیان مرتبط با ما.

در این مقاله قصد داریم درباره این موضوع بحث کنیم که با دانستن و درک درست این مطالب، چه بهره و استفاده ای در زندگی داشته باشیم و چگونه زندگی خود را به سمت اهدافمان جهت دهی کنیم.

ما دانستیم که آنچه که بر رفتار ما تأثیر می گذارد باورهایی ست که در ضمیر ناخودآگاهمان نهفته است و فرمانهایی قوی دارد، بطوری که ضمیر خودآگاهمان نمی تواند بر آنها غلبه کرده و فرمانی غیر از آن را صادر کند. درباره شکل گیری باورها نیز صحبت کردیم که تکرار باعث آن می شود و هر آنچه که ما بپذیریم و مدام به شیوه های مختلف آنرا تکرار کنیم، برای ضمیر ناخودآگاهمان بصورت یک باور در می آید. اگر با باور شکل گرفته در ضمیر ناخودآگاهمان مخالفت داشته باشد، بایستی بارها و بارها در ذهن مرور و تکرار شود و ضمیر خودآگاه برای آن دلایل قانع کننده بیاورد تا از درون پذیرفته شود و با تکرارهای مداوم آنرا به باوری محکم در ضمیر ناخودآگاه تبدیل کند.

اما چه باورهایی برای رسیدن به هدف به ما کمک می کند؟

در کل دو دسته باور هستند که می توانند برای هدایت ما به سمت اهدافمان یاریگر ما باشند: باورهای انرژی بخش و باورهای هدفگرا

باورهای انرژی بخش یا روحیه دهنده همانطور که از نامش پیداست برای تقویت اراده و ایمان و اعتماد به نفس ما که ابزارهای اولیه برای رسیدن به اهدافمان هستند استفاده می شود. مثل این باور که:

  • من توانایی های فوق العاده ای دارم و توانایی های من رو همه بلد نیستند
  • من بسیار خوش شانسم و اتفاقات خوب برام می افته
  • خدا من رو بسیار دوست داره و برام بهترینها رو می خواد
  • من دست به هر چی بزنم طلا می شه

تکرار این جملات و پیدا کردن رد پای آنها در زندگی گذشته می تواند به شکل گیری این باورها در ضمیر ناخوآگاه سرعت ببخشد.

دسته ی دیگر، باورهایی ست که در جهت اهداف ماست و بصورت بخصوص برای هدایت ما به سمت اهدافمان به ما کمک می کند. باورهایی مثل:

  • من با این خدمتم به رشد مردم کمک می کنم
  • فروش این محصول به بهتر شدن زندگی مردم کمک می کنه
  • آموزش های من برای زندگی مردم ضروریه و اونها به من نیاز دارند
  • خدا دوست داره که من ثروتمند باشم
  •  

این دو دسته باور کمک می کند تا حرکت ما به سوی اهدافمان سریعتر و قویتر صورت گیرد و مثل یک اهرم برای دستیابی ما به مقصد استفاده شود.

در مقالات بعد در این باره صحبت خواهیم کرد که داشتن این باورها چه تأثیری در روند زندگی ما دارد و چگونه در محیط بیرونی و دنیای ما مؤثر خواهد بود.

امیر احمدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.