باورهای موفقیت ساز

باورها تمام لحظات ما را شکل می دهند. تمام موفقیت ما را می سازند. تمام زندگی ما را رقم می زنند، از طرز گفتار ما تا کسب درآمد ما.

اما باور چیست و چگونه ساخته شده و می تواند ساخته شود؟

در این مقاله به سوال اول پاسخ می دهیم: "باور چیست؟" و در مقالات بعدی به بخشهای بعدی آن، خواهیم پرداخت.

بطور خلاصه، باور عبارت است از جمله ای خبری که از درون ما برمی آید و عکس العمل های ما را می سازد.

شاید این کاملترین تعریفی باشد که از باور می توان ارائه کرد. این تعریف شامل سه پایه و ستون بنیادی ست.

  1. جمله خبری،
  2. درون،
  3. عکس العمل

۱- جمله خبری

اندام ما بر اساس فرمانهایی که مغز، از طریق سیستم عصبی به هر یک مخابره می کند، تغییر شکل می دهد و یا حرکت می کند. فرمانهای مغز بر اساس یک سری اطلاعات و یا جملات خبری صادر می شود.

وقتی مغز فرمان می دهد که چیزی برداشته شود و به دهان گذاشته شود، با این اطلاعات اولیه است که این مادة خوراکی، مناسبِ خوردن است و احتیاج من را برآورده می کند و یا به من لذت می بخشد. و اصولاً من بایستی چیزی بخورم.

وقتی مغز فرمان می دهد که صبح زود بیدار شو تا به سر کار بروی با این اطلاعات اولیه است که چاره ای غیر از این نیست. چون بایستی قوانین شرکت رعایت شود و تأخیر صورت نگیرد.

وقتی مغز اجازه نمی دهد که دستِ خود را درون آتش ببری، بخاطر این اطلاعات اولیه است که آتش دست را می سوزاند و باعث درد می شود.

۲- درون

یک از رموزی که در ساختار تصمیم گیری ما تأثیر مستقیم دارد و ما به طور غیر ارادی از آن تبعیت می کنیم، ضمیر ناخودآگاه ماست. ضمیر ناخودآگاه، یک لایه قبل تر از ضمیر خودآگاه یا هشیار ما قرار دارد. ضمیر خودآگاه یا هشیار، همان است که در حال فرمان دادن به شماست تا کتاب را ورق بزنید یا برای رفع تشنگی، یک لیوان آب بنوشید. با پاهایتان قدم بردارید و آب را درون لیوان بریزید و نوش جان کنید. اما ضمیر ناخودآگاه، در واقع دستهای پشت پردة اعمال شماست. برای آنکه آنرا حس کنید، اجازه دهید برایتان حقیقتی را فاش کنم.

اگر شما نیز، در دستة بسیار بزرگ آدمهایی باشید که احساس بدی نسبت به سوسک دارند و یا سعی می کنند ترسشان را به عنوان دیگری تعبیر کنند، این مثال برایتان کارساز است. بایستی عرض کنم سوسکهایی که در منازل و یا انباری ما وجود دارند، کاملاً بی خطر و بی آزارند و هیچگونه آسیبی به ما نمی رسانند. پاها و شاخکهای آنها کاملاً ایمن است و تنها چیزی که در مورد آنها می توان قبول کرد، اینست که احتمالاً تمیز نیستند که آنهم جای نگرانی ندارد.

حالا از شما می خواهم، اولین سوسکی را که دیدید با دست بگیرید و به طرف دیگر بیاندازید !

آیا شما اینکار را می کنید؟ چرا اینکار را نمی توانید انجام دهید؟ مغز شما اطلاعات درستی از من دریافت کرد و آنرا تا حد زیادی معقول دانست و قبول کرد و حالا می خواهد به شما فرمان دهد که اینکار را انجام دهید. اما شما حتی نمی توانید به آن سوسک نزدیک شوید. دلیل آن چیست؟

دلیل آن اینست که مغزی که این جملات را عاقلانه و منطقی تشخیص داد، مغز خودآگاه شماست، اما آنکه به شما اجازه نمی دهد به فاصلة ۱۰ سانتیمتری سوسک نزدیک شوید و به آن دست بزنید، ضمیر ناخودآگاهتان است که قدرتی به مراتب بیشتر و بزرگتر از مغز خودآگاه شما دارد. او به این زودیها قانع نمی شود و چیزی را نمی پذیرد، حتی اگر از دیدِ ضمیرِ خودآگاه شما، کاملاً منطقی باشد. منظور از درون، مغز ناخودآگاه شماست.

۳- عکس العمل

این بخش، تا حدود زیادی در قسمت قبل مشخص شد. "عکس العمل های ما" همان کاریست که ما در عمل انجام می دهیم، نه کاری که می خواهیم انجام دهیم یا فکر می کنیم می توانیم انجام دهیم.

در واقع این قسمت، نتیجة دو قسمت قبل است. یعنی بر اساس فرمانی که ناشی از اطلاعات اولیه است و از ضمیر ناخودآگاه (درون) ما سرچشمه می گیرد، اقدامی در دنیای بیرون رخ می دهد.

هر کاری که ما انجام می دهیم و هر عکس العملی که ابراز می داریم، ناشی از باورهای ما در مورد همان موضوع است.

حتی باید بگویم، فرم چهره و صحبت کردن ما نیز، بازتابی از باورهای ماست. تنها آنچه که ضمیر ناخودآگاه دریافته و ثبت کرده، می تواند توسط مغزِ آگاه ما فرمان داده شود.

چگونه حرف می زنیم؟ چقدر اخم می کنیم؟ چقدر اعتماد به نفس داریم و چشمانمان هنگام صحبت، به کجا دوخته می شود؟ چقدر به فکر فرو می رویم و خودگویی مثبت یا منفی داریم؟ چگونه چشم می دوزیم و نگاه می کنیم؟ چقدر لبخند می زنیم؟

و صدها حالت و وضعیت چهره که هر یک از فرمانی تبعیت می کند که از ضمیر ناخودآگاه صادر می شود و باور نام دارد.

وقتی باور تو نسبت به افراد غریبه اینست که مردم، فهم پایینی دارند، یا دنبال برداشتن کلاه تو هستند، یا تو برایشان بسیار بی ارزش هستی، یا می خواهند از تو سوء استفاده کنند، آنگاه رفتاری که بصورت ناخودآگاه با آنان خواهی داشت، ممکن است برای خودت نیز متعجب کننده باشد.

وقتی باور داشته باشی که ثروت و منابع موجود در جهان محدود است و به زودی به اتمام می رسد یا توسط افراد قدرتمند چپاول می گردد، نمی توانی حرص و نگرانی نداشته باشی و صرفاً به دنبال منافع خود نباشی.

شیوة زندگی ما مستقیماً وابسته به باورهای ماست. عکس العملهای ما نتیجة باورهایی است که در ضمیر ناخودآگاهمان نهفته شده است و این باورها، زمانیکه موضوعی به آن مرتبط باشد، سر بیرون می آورد و فرمان می دهد. در حالیکه گمان می کنیم که این خودِ آگاهمان هستیم که اوضاع و احوال را مدیریت می کنیم.

به این فایل صوتی گوش دهید:

 

باورها چگونه در ما شکل گرفته و آیا می توانیم آنها را به نفع خود تغییر دهیم؟ آیا تأثیر باورها به طرز رفتار ما محدود می شود یا تأثیرات دیگری نیز بر جنبه های دیگر زندگی ما دارد؟ در مقالات بعدی به این سوالات خواهیم پرداخت.

امیر احمدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.