اره تان تیز است؟

وقتی تصمیم می گیرید که کاری را شروع کنید، شاید بدون مقدمه سازی و کسب مهارت هایی خاص، اینکار را انجام دهید. ما همواره اینگونه تصور می کنیم که یا از عهده ی کاری برمی آییم و یا آن کار، کار ما نیست. تنها چیزی که برای شروع نیاز می بینیم، جرأت و شهامت است.

 

عزم خود را جزم می کنیم و قدم اول را برمی داریم. اما این شروع روی دادن مشکلات ماست. برای شروع کردن، بایستی ابتدا مهارت لازم را بدست آورد. تصور می کنی که آماده ای، اما در اکثر مواقع اینطور نیست.

مشکلات و تضادها

هنگامی که کار و اقدامی را شروع می کنیم، مطمئناً به مشکلاتی برخواهیم خورد. این مشکلات بخاطر ناآشنایی ما با ریزه کاریهای آن فعالیت است. دردسرها و مشکلات می آیند تا به ما گوشزد کنند و تذکر دهند که "مواظب باش! تو هنوز این را نمی دانی".

تلاش بیشتر

راهکار ما برای برطرف کردن بسیاری از مشکلات، تلاش بیشتر است. به خود می گوییم که بیشتر سعی کن، از خودت مایه بگذار، ادامه بده، مأیوس نشو. این راه توست، در جا نزن!

اما این تمام رمز موفقیت نیست. گاهی اتفاق می افتد که ما از جاده ی همواره و مناسب، منحرف می شویم و روی شانه ی خاکی جاده می افتیم. در اینحال، گرد و خاک بلند می کنیم، انرژی بیشتر از معمول صرف می نماییم، دچار اصطهلاک می شویم، اما بدون اصلاح مسیر، همچنان ادامه داده و به خود نوید پیروزی می دهیم.

به اره تان نگاه کرده اید

آیا به مسیر حرکتی تان نگاه می اندازید؟ آیا از صحیح بودن آن اطمینان دارید؟ آیا تغییری کوچک در شکل حرکت تان، منجر به بهبود بسیاری از فرآیند ها و رفع بسیاری از مشکلات نمی شود؟

آیا به اره تان نگاه انداخته اید؟ آیا از تیز بودن آن اطمینان دارید؟ داستان اره، داستان مشهوریست که مرور مجدد آن خالی از فایده نیست.

داستان اره

روزگاری، مردی جوان و نیرومند، هر روز صبح به جنگل می رفت تا با بریدن درختان، امرار معاش کند. او اره ای به همراه خود داشت که با آن، بر تنه ی درختان می کشید و گام به گام، آنها را از ریشه جدا می کرد.

روزها گذشت و مرد جوان، شاهد آن بود که روز به روز، با وجود تلاش مضاعفی که دارد، درختان کمتری را می تواند در یک روز قطع کند.

او هر بار تصمیم می گرفت که فردا، کمی زودتر از خواب بیدار شود و تلاش بیشتری کند تا مثل سابق، بتواند درختان بیشتری را قطع کند. اما در کمال تعجب، این اتفاق باز هم تکرار می شد و مرد می دید که تعداد درختانی که می تواند در یک روز قطع کند، تقریبا به نصف روزهای ابتدایی رسیده است.

او نمی دانست که مشکل، میزان تلاش او نیست، بلکه مشکل، کند شدن دندانه های اره است که سرعت انجام کار را از او می گیرد. اگر کمی صبر می کرد و اوضاع خود را برانداز می نمود، متوجه این موضوع می شد، اما عطش سریعتر انجام دادن کار، او را از تأمل و تفکر در علت موضوع، غافل می کرد.

سرعت در انجام چه؟

وقتی به جامعه نگاه می کنید، اکثر افراد را می بینید که اصطلاحاً در حال دویدن اند. نوعی دویدن برای رسیدن به مقصدی کوتاه که به سرعت جای خود را به مقصد کوتاه دیگری می دهد.

واقعاً برای رسیدن به چه چیز می دویم؟ نکند بدون نگاه کردن به تیزی اره مان، در حال تلاش بیشتر و تقلا هستیم، به این امید که محصول بیشتری برداشت کنیم!

اثر یک لحظه فکر کردن

وقتی به مشکل برمی خوریم، اولین کاری که می کنیم چیست؟ دو حالت بیشتر ندارد، یا دست از تلاش برمی داریم و یا بیشتر تلاش می کنیم. اما شق سومی هم وجود دارد و آن اینست که لحظه ای تأمل کنیم و به مشکل پیش آمده و راههای بیرون آمدن از آن فکر کنیم.

کافیست لحظه ای درنگ کنیم. لحظه ای تأمل برای اندیشیدن به وضعیت و پیرامونمان. شاید ساده به نظر بیاید، اما برای ذهنی که به دویدن و عطش رسیدن عادت کرده است، کار ساده ای نیست. نشانه اش همین است که همین لحظه هم حاضر به انجام آن نیست!

لحظه ای درنگ کنید، فکر خود را از پرسه زدن به این طرف و آن طرف، نگه دارید، با دو دست نگهش دارید تا دوباره به فرعیات نپردازد و کاملاً متمرکز باشد.

زور زدن

ذهنی که فرمان زور زدن می دهد، ذهن ناتوانی ست، چون ساده ترین روش را برای جلو رفتن انتخاب کرده است. راه مؤثرتر و البته سخت تر، تفکر و موشکافی موضوع است.

ذهنی که فرصتی برای تفکر و تأمل قائل نیست، مانند همان جوانی می شود که با اره ی کند شده اش، بر تنه ی درختان می کشد و کمترین بازدهی را بدست می آورد. او در حال زور زدن است و نمی خواهد سختی فکر کردن را به جان بخرد تا اوضاع بهتر شود.

هوشمندی

ذهن هوشمند، پس از هر بار که به سدی برمی خورد، فوراً قدمی به عقب برمی دارد تا اوضاع را با اشراف بیشتری نظاره کند. این نگاه و بررسی، اگر چه اندکی زمان می گیرد، اما به راهکاری منتهی می شود که بازدهی کار را به مراتب بالاتر می برد و نتیجه ی مطلوب تری را بدست می آورد.

کسب مهارت

بسیاری از لحظاتی که به علت مشکل فکر می کنیم، به این نتیجه می رسیم که نبود مهارتی خاص در ما، باعث بروز آن مسئله شده است و در واقع، ما به خاطر نداشتن مهارت حل آن مسئله، به مشکل برخورده ایم.

بدین لحاظ، کسب مهارت های فردی مانند اعتماد به نفس، مدیریت زمان و فن بیان و غیره، می تواند از بروز بسیاری از مشکلات زندگی جلوگیری کند و به اصطلاح، ارّه مان را تیز نماید.

امیر احمدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.